پنل2

جناب آقای دکتر وردی نژاد (مدیر پنل)

خسته نباشید می‌گویم، امیدوارم خداوند توفیق دهد و برنامه های همایش از صبح تا اینک مفید بوده باشد و بتواند به عنوان دستور کار و راهنمای اجرایی بخش خصوصی و دولتی برای توسعه مناسبات دو کشور قرار بگیرد. نشست امروز بعد از ظهر از دو جهت دارای اهمیت بسیار زیادی است، اول به این دلیل که قرار است ما بررسی کنیم چالشها و موانع موجود در توسعه گردشگری میان ایران و چین و ارائه راهکارها برای این که چگونه این مسیر را تقویت کنیم و پیش ببریم.  دوم بررسی خواهیم کرد فرصتهای تجاری خرد و کلان بخش خصوصی در حوزه گردشگری و حمایت بخش دولتی از بخش خصوصی برای تنوع فعالیت‌ها و تقویت حضورش در مسیر گردشگری بین دو کشور را. عزیزانی که در این پنل در خدمتشان هستیم کسانی هستند که هم به شکل اجرایی و هم به شکل حضور در محل و صحنه در دوطرف، و هم به شکل آکادمیک و علمی، صاحب نظر هستند و در اجرا و عمل هم در عرصه گردشگری فعال اند. بنابراین قطعاً این نقطه نظرات برای ما به عنوان دستور کار و راهنمای عمل خواهد بود. بنابراین خواهش می کنم عزیزان در صحبت هایی که دارند چند چیز را مدنظر قرار دهند: اول مدیریت زمان را داشته باشند. دوم به چالش ها و موانع و راهکارها بپردازند و فرصت‌هایی که بخش خصوصی نیاز دارد و انتظاراتی که از بخش دولتی مدنظر است. از جناب آقای پورفرج رئیس محترم جامعه تورگردانان ایران خواهش می کنم صحبت خودشان را شروع کنند.

 جناب آقای پور فرج (رئیس محترم جامعه تورگردانان)

عرض سلام و احترام دارم خدمت آقایان، خانمها و حضار محترم. ممنون از جناب آقای دکتر وردی‌نژاد که شرایطی فراهم کردند در خدمت شما عزیزان باشیم. من توضیحاتی بدهم که روابط ما در رابطه با توسعه گردشگری از کی با چین شروع شده است و تا امروز چه اتفاقی افتاده است. حدود سال ۲۰۱۱ ما تلاش کردیم که روابط گردشگری ایران و چین را فعال کنیم. چند بار سفر کردیم به چین و بعد از مدتی تفاهم نامه بین ایران و چین به امضا رسید. ایران شد صد و یازدهمین کشور در‏ ‏ADS چین که می توانیم ما از تمام استان‌ها و ایالات چین به ایران گروه بیاوریم. بعد از این اتفاق جامعه تورگردانان ایران ۳۵ تا از بزرگترین آژانس های کشورهای چین را به صورت فم تور،  وارد ایران کرد. یعنی مهمان ما بودند و ما میزبان آنها شدیم. به مدت یک هفته این شرکت‌ها به همراه پنج نفر خبرنگار در ایران بودند، که هم به ایشان خیلی خوش گذشت و هم از ایران بسیار خوششان آمد. با این ۳۵ آژانس شروع به گفتگو کردیم و درنتیجه تعدادی از این آژانس‌ها با آژانس های ما در ایران همکاری آغاز کردند و یک ورک شاپ بین این شرکت های چینی و ایرانی تشکیل شد و طرفین با هم آشنا شدند و گفتگو کردند و اطلاعات همدیگر را گرفتند و شروع به کار کردند و این همکاری همچنان ادامه دارد. سال های اول خیلی تعداد کمی از چینی ها به ایران سفر می‌کردند. این چند سال اخیر خوب شده و البته هنوز جامعه تورگردانان از تعداد ورود راضی نیست و توقع و انتظارات ما سالانه از چین بسیار بالاتر است. حداقل ما باید به یک توازن رفت و آمد برسیم. ما سالانه در نمایشگاه های چین شرکت می‌کنیم، به خصوص نمایشگاه پکن و شانگهای که هرسال همکاران من و آژانس های ما در این نمایشگاه بزرگ شرکت می‌کنیم و تلاش می‌کنیم که جذب تور چین به ایران داشته باشیم. اما مشکلاتی هم در اینجا برای ما وجود دارد که شاید یکی از عوامل بازدارنده باشد. ما راهنمای چینی زبان تعداد بسیار انگشت شماری داریم، که من فکر می کنم این یکی از مشکلات اساسی است که هر دو کشور می‌توانند نقش بسیار مهمی داشته باشند که این مشکل را حل کنیم. بحثی وجود دارد که گروه های چینی توسط ماهان ایر به اروپا ترانزیت می‌شوند. تقاضای ما از بخش دولتی هردو کشور این است که شرایطی فراهم شود که اقامت یک هفته یا پنج روز در ایران داشته باشند و بعد از ایران سفر کنند به کشورهای دیگر که امروز چینی ها خیلی به اروپا سفر می‌کنند. من امیدوارم در آینده بخشی از ترانزیتی که خیلی هم زیاد است برنامه ریزی شود و در ایران هم چند شبی اقامت داشته باشند. با حل این مشکلات شاید کمی شرایط بهتر شود حتی ما بارها اشاره کرده ایم که در سطح شهر ما هیچ تابلوی چینی وجود ندارد که راهنمای توریست چینی باشد. رستوران چینی نداریم. آشنایی با فرهنگ غذایی چینی نداریم و هنوز این اتفاق نیفتاده و امیدواریم با مطرح کردن اینها بخش دولتی هم به کمک بیایند و مسائل حل شود. متشکرم.

 جناب آقای دکتر علمائی (استاد و پژوهشگر روابط ایران و چین)

تشکر می کنم از جناب آقای وردی نژاد و حاضرین در جلسه. صحبت کردن درباره گردشگری چین ریختن بحر در کوزه است. به همین دلیل من سعی می کنم خیلی خلاصه با توجه به وقت محدودی که دارم صحبت کنم و قاعدتاً سعی می کنم از چیزهایی که گفته شده و تکرار آن پرهیز کنم. اساسی ترین نکته که در ارتباط با چین می شود گفت این است که چین یک جامعه کاملا پویا و سریع است. اتفاقاتی که در اروپا در ظرف ۳۵۰ تا ۴۰۰ سال طول کشید، در چین در کمتر از ۳۰ سال اتفاق افتاد و این یعنی هرچیزی در چین 10 برابر سرعت بیشتری دارد. برهمین اساس گردشگری هم از این موضوع استثنا نیست. در حقیقت در این پاورپوینت هم اگر دقت بفرمایید طی سه دهه گذشته، اقتصاد کشوری که سال۱۹۸۰ یعنی در هنگام انقلاب ایران میزان درآمد سرانه اش ۳۰ درصد از کشورهای جنوب آفریقا کمتر بود، در حال حاضر بالای هشت هزار و ۶۰۰ دلار درآمد سرانه دارد. وبیش از ۴۵ درصد از مردمی که در پکن زندگی می‌کنند در حال حاضر از طبقه متوسط به بالا و از درآمد ماهانه بالای ۲۰۰۰ دلار برخوردارند. تعداد جمعیت طبقه متوسط در چین در حال حاضر بیشتر از کل جمعیت ایالات متحده آمریکا است. بنابراین خیلی مهم است که ما نگرش خود را نسبت به چین اصلاح کنیم و بدانیم با چه کشوری در ارتباط هستیم.  در ارتباط با سیاست هم چینی ها نوآوری کردند وکشوری را عرضه کردند که سیستم سیاسی متفاوتی با غرب دارد ولی بسیار کارآمد است. در بعد اجتماعی همین طور است، یعنی کشوری که در سال ۱۹۹۰ یعنی 30 سال پیش ۸۸ درصد جمعیت آن در روستاها زندگی می کردند در سال ۲۰۱۲ ، ۵۲.۶ درصد مردم الان در مناطق شهری زندگی می کنند. بنابراین همه ابعاد چین در حال تحول بوده و به سرعت هم در حال انجام است. در بعد توریست هم همینطور، آماری هست بر اساس گزارش سازمان جهانی توریسم، چین تنها کشوری است که موتور محرک گردشگری در زمان حاضر است. در بعد داخلی سالانه ۴.۴ میلیارد سفر داخلی در چین اتفاق می افتد و در بعد بین‌المللی هم در سال ۲۰۱۶، ۱۳۵ میلیون چینی سفر خارج از کشور داشتند. در حالی که در سال ۲۰۰۰ این تعداد ۸۳ میلیون بوده و از سال ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۷ میزان گردشگران چینی دو برابر شده و به نظر می رسد که به زودی میزان گردشگران چینی که به خارج می روند به ۲۰۰ میلیون نفر برسد. در گزارشی خواندم که آمریکای لاتین به دنبال این است که اگر یک درصد این تعداد را جذب کند وضعیت اقتصادی شان متحول خواهد شد. گردشگران چینی در سال گذشته 261.1  میلیارد دلار در خارج هزینه کرده اند، یعنی میزان هزینه ای که گردشگران چینی در خارج کرده اند ۲ برابر استاندارد بین المللی است. یک چینی دو برابر بیشتر از یک توریست آلمانی و آمریکایی هزینه می‌کند. بنابراین بسیار مهم است که ما ببینیم چطور می توانیم این شاخه را جذب کنیم، ضمن اینکه در پنل اول هم گفتند که ما یک ظرفیت سه میلیونی الان در کشور خالی داریم که می توانیم آنها را جذب کنیم. چینی ها با توریست های غربی متفاوت هستند. خود اروپایی‌ها از «توریست فوبیا» اسم می‌برند، چون زمانی را چینی ها برای سفر به اروپا انتخاب می‌کنند که کمتر گردشگران دیگر کشورهای جهان انتخاب می‌کنند. بنابراین انبوه گردشگر ها می روند به اروپا در زمانی که نه کریسمس است و نه عید پاک! بلکه بر اساس عید بهاره چینی ها انجام می شود. پس فهم فرهنگ چینی ها و درک تقویم چینی اهمیت بسیار زیادی دارد، ضمن اینکه سرعت تحولاتی را هم که عرض کردم خدمتتان در ذائقه گردشگری چینی‌ها هم بسیار نمایان است. طی بررسی‌های انجام شده، به شدت چینی ها مایل به طبیعت گردی هستند در حالی که ۵ سال پیش عمده ترین مقاصدی را که انتخاب می‌کردند، اروپا و کشورهای توسعه یافته بود، در حال حاضر ذائقه تغییر کرده و این مسئله یک فرصت طلایی برای کشورهای مثل ما ایجاد می‌کند که اگر بتوانیم باید از این استفاده کنیم. نکته ی دیگر این است که چین یک قاره است، چین یک کشور نیست. چین فقط پکن، شانگهای و گوانجو نیست، تمام چین متحول شده. من در سفری که به ارومچی داشتم و در سمینار گردشگری شرکت کرده بودم، دیدم که بسیاری برای سفر خارجی آماده می‌شوند. شما چه امکاناتی فراهم کردید؟ نکته دیگر نماد چینی است. چینی ها هر کجا می روند نماد را که هم بار فرهنگی دارد و هم بار عاطفی دارد و‌… استفاده می کنند. ما زمانی موفق می‌شویم که مثلاً در بحث غذای چینی بتوانیم نمادهای فکری چینی ها را تحت تاثیر قرار دهیم. یکی از مقاصد مهم چینی‌ها برای سفر «کازابلانکا» است در مراکش. نکته جالب این است که آنجا به خاطر این انتخاب می‌شود که چینی‌ها فیلم «کازابلانکا» را می بینند. یعنی یک فیلم خوب هنری سبب شده که یک مقصد گردشگری چینی‌ها مراکش باشد. ما به هر حال فیلم هایی داریم. مثلا عباس کیارستمی یا مجید مجیدی فیلم ۵ دقیقه ای که درباره پکن ساختند که ما باید به این معنا هدایت کنیم و تصویر ذهنی چینی ها را تحت تاثیر قرار دهیم. می‌توانیم در ارتباط با جذب گردشگری بسیار موفق شویم. نکته مهم دیگر این است که با وجود اینکه غذای چینی مهم است و باید ذائقه چینی ها را در نظر بگیرید ولی مهمتر این است که چینی‌ها اهل تشریفات هستند و هنوز ما این را ندانستیم که وقتی تورهایی در ایران برپا می‌شوند، تشریفات لازم را برای یک چینی بگذارند که او حس کند در ایران یک خارجی است. هنوز هم برخی تورگردانان ما چینی ها را خارجی حساب نمی کنند. در حالی که ایشان گردشگرانی هستند که اهل تشریفات و اهل احترام هستند و خودشان هم قبل از اینکه به سفر خارجی بروند، آموزش می بینند. پس ما هم باید اکرام و تکریم آنها را بدانیم و با تشریفات آنها اقدام کنیم. نکته دیگری که برای ما فرصت ساز شده است بحث «جاده ابریشم» است که خیلی هم در همه جهان مطرح می‌شود، اما استنباط این مفهوم بسیار مهم است. الان در 3 سمیناری که در استان‌های غربی چین من رفته ام، بحث جاده ابریشم مطرح است. چینی ها ترجیح می دهند که در یک سفر خارجی از چند کشور بازدید کنند، هم نخبگان چینی و هم مردم عادی چین. در حال حاضر ۴۰۰ هزار توریست چینی به ترکیه می‌روند. اگر بتوانیم با اینها متصل شویم به شدت آمار چینی هایی که از ایران بازدید می کنند افزایش می‌یابد. ضمن اینکه سفر به ایران برای چینی ارزانتر از سفر داخلی در چین است، و این وضعیتی است که می توانیم برای جذب گردشگران چینی استفاده کنیم. در استان‌های غربی که هم به لحاظ فرهنگی و هم به لحاظ خصوصیاتی که دارند می توانیم از این‌ها بهره ببریم. نکته آخر اینکه بحث خواهرخواندگی عمدتا محدود می‌شود به یک امضا و یک قرارداد. مهمتر این است که ما بتوانیم از مزایای آن استفاده کنیم. سال ۱۳۹۱ بین پکن و تهران خواهرخواندگی امضا شد و الان در حال حاضر موفق ترین رابطه خواهر خواندگی بین اصفهان وشیان چین هست. همچنین مشهد و ارومچی که از موفق ترین ها بوده است. در حقیقت بحث خواهرخواندگی به این معناست که امنیت، امکانات، نزدیکی فرهنگی و جاذبه های گردشگری یک کشور را به رسمیت می شناسیم و این کشورها می توانند باهم قرارداد داشته باشند. این در بخش دولتی است و این که بخش خصوصی چقدر بتوانند از این پتانسیل استفاده کند بسیار اهمیت دارد و ما کمتر به آن پرداختیم. متشکرم.

 جناب آقای وانگ چینگ جون (رایزن محترم سیاسی فرهنگی سفارت چین در ایران)

 از اینکه از سفارت ما دعوت کردید برای شرکت در این همایش تشکر می کنم. می توانم از  این فرصت استفاده کنم که برای دوستان ایرانی و چینی پیشنهاداتی مطرح کنم. اولین نکته ای که می خواهم مطرح کنم این است که صنعت گردشگری چین در حال پیشرفت سریع می باشد. حالا ۴۰ سال از اجرای سیاست درهای باز و اصلاحات می گذرد و مردم چین مصرف روزانه شان بیشتر شده است و موضوع گردشگری روز به‌ روز بین مردم عادی چین افزایش پیدا می‌کند. قشر خانواده های متوسط مردم چین در حال گسترش است و مردم چین به موضوع گردشگری توجه دارند. من آماری دارم که در سال 2017 تقریبا 129 میلیون نفر چینی از چین خارج شده اند و به کشور دیگر سفر کرده اند که این رقم در حال بیشتر شدن است و پیش بینی می شود که در سال 2020 این آمار به 150 میلیون نفر برسد. اگر تا حالا یک درصد از این جمعیت به ایران می آمدند به 1.3 تا 1.5 میلیون نفر می رسید. این ها از چند عامل سرچشمه می گیرند. اول اینکه روابط سیاسی ایران و چین بسیار خوب است و تعاملات مردم دو کشور هم بسیار خوب است. عامل دوم از نظر تاریخی، هر دو کشورمتمدن هستند و از فرهنگ دیرینه ای برخوردار هستند و ما دلایل زیادی داریم که دولت های دو کشور تشویق کنند که مردم بین دو کشور سفر کنند. در همایش امروز کارشناسان و میهمانان نظرات و پیشنهادات خود را مطرح کردند. من شخصا در این زمینه کارشناس نیستم و فقط می‌توانم به نمایندگی از سفارت چند نکته کلی را مطرح کنم. پیشنهاد اول این است که دولت دو کشور رایزنی و همکاری های بیشتری در زمینه گردشگری داشته باشند. دولت‌ها می‌توانند همکاری و تبادل نظر بیشتری داشته باشند. مثلا در زمینه ارائه تسهیلات بیشتر در زمینه ویزا و کمتر کردن صدور ویزا و معافیت ویزا برای برخی دارندگان پاسپورت خاص یا مثلاً برای حفاظت از امنیت و دارایی های چینی ها در ایران یا مثلاً ایجاد محیط با زبان چینی در کشور ایران. همچنین دولت دو کشور می‌توانند در زمینه ایجاد سیستم برای بیمه گردشگری یا امدادرسانی گردشگری و برخورد با موارد اضطراری برای گردشگران دو کشور صحبت بیشتری داشته باشند. در کنار همکاری دو کشور، پیشنهاد می‌کنیم انجمن‌های صنفی گردشگری دو کشور در زمینه توسعه همکاری گردشگری فعالیت کنند و درباره مشکلات موجود بحث کنند. امیدواریم صنعت گردشگری ایران بتواند ویژگی‌های گردشگران چینی را بیشتر بررسی کند و امیدواریم همکاران ایرانی ما بتوانند روند توسعه صنعت گردشگری چین را بررسی کنند. این طور بود که قبلا چینی ها برای خرید کردن، سفر به کشور خارجی داشتند. اما حالا توجه ایشان به شناخت فرهنگ و آداب و رسوم کشورهای دیگر است و این یعنی مدل توسعه گردشگری چین در حال تکمیل می باشد. همچنین امیدواریم همکاران ما در ایران از تکنولوژی روز استفاده کنند، مثلاً گردشگران چینی امروز بیشتر جوان هستند و بیشتر از APP ها استفاده می کنند. یک پیشنهادی هم مطرح می‌کنم که دوستان هم قبلاً مطرح کردند و بهبود زبان چینی در محیط ایران می باشد. برای این کار باید تعداد راهنمایان چینی زبان را افزایش دهیم و اطلاعات چینی را بیشتر کنیم و رستوران های چینی را افزایش دهیم. آخرین نکته این است که بدانید اگر سلیقه چینی را بدانید و آن را جذب کنید گردشگران بیشتری می توانید بگیرید و خواهش می‌کنیم که تبلیغات بیشتری برای سفر به ایران در چین داشته باشید.

 جناب آقای دکتر شمس اردکانی (نائب رئیس محترم انجمن دوستی ایران و چین)

 اصل گردشگری یک اصل بسیار پسندیده‌ای است و در فرهنگ  کشورهای کهن حتماً وجود داشته و از قدیم سفر و گردشگری در فرهنگ و تمدن ما جایگاه ویژه‌ای داشته « بسیار سفر باید تا پخته شود خامی». شاید این بهترین جمله بوده برای تشویق به گردشگری که از زبان شاعر ایرانی سروده شده. گردشگری هم ظهور متفاوتی داشته، گاهی علمی بوده و اگر علمی نبود پیامبر اسلام به این اشاره نمی کردند که « اطلب العلم ولو بالصین » یعنی معلوم است که آن روزها هم برای گردشگری به چین می رفتند. البته که آن زمان منظور گردشگری علمی بوده است. گردشگری حوزه تجاری داشته مثل اینکه ایجاد جاده ابریشم، بیشتر برای تجارت بوده و البته جنبه های دیگری هم داشته که عرض می‌کنم. گردشگری مذهبی هم بوده است چه برای کسب مذهبی چه برای ترویج مذهبی. صحبت‌هایی که بزرگواران داشتند تاکنون این بود که برای بعضی از انواع گردشگری، ما نیازمند زیرساخت‌ها و یا ساختارهایی بیشتر از آنچه که داریم هستیم و شاید برای اینکه بتوانیم به نقاط از پیش تعیین شده برسیم، باید کارهای بنیادینی انجام دهیم. ولی اگر توجهی به حوزه گردشگری سلامت یا توریست درمانی داشته باشیم، شاید این زیرساخت‌ها در ایران از همه زیرساخت‌های دیگر فراهم تر است. چون مخصوصاً بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در حال حاضر تنها حوزه ای که به طور کامل خودکفا هستیم حوزه پزشکی است. یعنی اصلاً نیازی نیست هیچ کسی برای گرفتن یک خدمت درمانی از ایران خارج شود. اگر چیز دیگری سراغ داریم که به این مرز خودکفایی رسیده لطفاً بگویید. به خاطر دارید که اوایل انقلاب بیش از نیمی از پزشکان مان خارجی بودند. با توجه به این توسعه و توفیق بسیار خوبی که داشته ایم به نظرم توسعه گردشگری سلامت در ایران می‌تواند بسیار آسان تر و مفیدتر و مطمئن تر باشد از گردشگر های دیگری که الان ذهنمان را مشغول کرده است. پا را ذره ای فراتر بگذاریم، مردم ایران ملت پزشکی اند. الان به هر یک از افرادی که در این جمع هستند بگوییم پنج دانشمند بزرگ ایرانی را نام ببرید هر ۵ تا پزشک هستند. حتی بعضی ها ممکن است در ذهن شما نباشد. «ابوریحان بیرونی» هنوز بعد از 1100 سال مطمئن ترین کتاب در حوزه گیاهان دارویی را دارد. هیچ کس در طول تاریخ به اندازه «خواجه نصیرالدین طوسی» که شما منجم و ریاضیدان و مهندس می‌شناسید، به «قانون» ابن‌سینا مسلط نبود. در همین حوزه گردشگری، «قطب‌الدین شیرازی» که برجسته ترین پزشک حوزه فارس بود، وقتی خواست «قانون» ابن سینا را متوجه شود، رفت در مصر یاد نگرفت و هر جای دنیا بود یاد نگرفت تا رفت مراغه خدمت «خواجه نصیرالدین طوسی» و از او یاد گرفت. اگر ما ملت پزشکی نبودیم «قانون» ابن سینا ۷۰۰ سال در دانشگاه های اروپا تدریس نمی‌شد، اگر ما ملت پزشکی نبودیم بعد از کتاب مقدس هیچ کتابی بعد از چاپ «گوتنبرگ» به اندازه «قانون» در اروپا چاپ نمی شد. پس یک فرصت بسیار خوب و یک بستر بسیار خوب الان در حوزه سلامت برای گردشگری وجود دارد. خانم آهن سازان همکار ما تحقیق وسیع کردند راجع به جاده ابریشم که شاید بتوانم بگویم سبقه پزشکی اش کمتر از مابقی مسائل حوزه جاده ابریشم نبوده، بلکه شاید بعضی جاها رنگ و بوی بیشتری هم داشته خصوصاً در جابه‌جایی داروها در زمانی که جاده ابریشم فعال بوده است. به نظر من چیزی که می‌تواند بسیار کمک کند و اگر توفیقی باشد سعی می‌کنیم که همایش بعدی را توسط انجمن دوستی ایران و چین و همکاری سفارت چین در ایران بگذاریم بحث گردشگری سلامت که هم معرفی طب چین و هم طب ایران باشد و هم تمرکز بر گردشگری سلامت داشته باشد. گردشگری های دیگر معمولا به گردشگری سلامت منجر نمی‌شود. درحالیکه آماری که در دنیا وجود دارد نشانگر این است که گردشگری سلامت به گردشگری های دیگر هم منجر می‌شود. مجدداً از تصدیع اوقات عذرخواهی می‌کنم .  ممنونم.

 جناب آقای خلیفی (نماینده محترم سازمان گردشگری در شانگ های)

لطف فرمودید فرصتی را در اختیار من قرار دادید که در مورد صنعت توریستی دو کشور بتوانیم باهم تشریک مساعی داشته باشیم و شناخت خودمان را با هم مطرح کنیم. واقعیت این است که در حال حاضر تبادلات تجاری و سیاسی دو کشور در حد اعلای خود قرار دارد. روابط گردشگری و توریستی دو کشور خیلی خیلی نسبت به این میزان کمتر است. روابط فرهنگی در حقیقت باعث می‌شود که دو ملت همدیگر را خوب بشناسند. خیلی از افرادی که اینجا حضور دارند حتما به چین سفر کردند ولی برخی‌ها شاید نرفته باشند. یک سوال مختصر اگر از شما بپرسم که غذای چینی ها چیست؟ شاید ذهنیت‌های شما این باشد که آیا چینی ها فلان غذا را میخورند و فلان غذا را نمی خورند، ولی واقعیت چیز دیگری است. روابط فرهنگی دو کشور باید گسترش پیدا کند، آن هم به جهت اینکه شناخت دو کشور از همدیگر بیشتر و بهتر شود. اولاً باید ملت چین را بشناسیم و بدانیم چه خواسته هایی دارند و چه روحیاتی دارند، کی غذا میخورند؟ ما ایرانی ها شاید از لحاظ غذایی ساعت ۱۲ شب هم شام بخوریم اشکالی ندارد ولی یک چینی در روز ۳ تا ۴ وعده غذا میخورد که باید سر ساعت باشد. پنج دقیقه از وقت غذا بگذرد، تورلیدری که با اوست هر زحمتی که کشیده دیگر تور را نمی تواند جمع کند. شناخت یک ملت و کشور در جهت ارائه خدمات به توریست آنها از اهمیت خاصی برخوردار است. اتفاق دیگری که در سطح دنیا می‌افتد این است که هر گردشگری که از کشور خودش خارج می شود، می‌خواهد چند کشور را با هم تجربه کند. ما می توانیم در ایران با تورهای منطقه‌ای یا فرامنطقه‌ای با کشورهای دیگر لینک شویم و تورهای منطقه‌ای تعریف کنیم و بتوانیم گردشگرانی که با هدف فرهنگی و یا تاریخی و یا سیاحتی می آیند به نحو مطلوب راهنمایی کنیم. مسئله دیگری که در دنیا در حال اتفاق است و چینی‌ها هم خیلی از این مسئله استقبال می‌کنند این است که می‌خواهند زندگی جدیدی را خارج از کشور تجربه کنند. شاید جالب باشد بدانید که بسیاری از افرادی که مراجعه می‌کنند به ما می خواهند بروند یزد در هتلی که حالت سنتی دارد زندگی کنند و می‌خواهند یک شب را با عشایر زندگی کنند. در این روند گردشگری، به طرف تجربه کردن زندگی های سخت می‌روند. همه می‌دانیم که زیر باران نباید خیس شویم ولی خیلی‌ها دوست دارند که بروند و خیس شدن را تجربه کنند. خیلی هم جالب است که چینی ها هرچه بخواهند ما در ایران داریم. شما وقتی می روید اصفهان فکر می کنید همه جای تمدن در اصفهان است. وقتی می روید اردبیل می‌گویید دیگر این عالی است و واقعا روح کنجکاو چینی ها را با فرهنگ خودمان راحت می توانیم بخریم. در حالی که دوستان چینی که می آیند ایران، همه فرهنگ ما را دوست دارند و بیشترین توریستی که ما الان در کشور داریم توریست تاریخی و فرهنگی است. در مورد اینکه دولت ها چه نقشی می‌توانند داشته باشند در جهت اینکه توریست را گسترش بدهند، به نظر من باید شناخت را بین دو کشور افزایش دهیم. شناخت توسط این موارد می‌تواند افزایش یابد: شرکت در نمایشگاههای مختلف، هم چینی ها در ایران و هم ایرانی‌ها در چین هیچ فرقی نمی‌کند که نمایشگاه‌های فرهنگی یا صنعتی باشد. یکی از نقص هایی که بین ایران و چین وجود دارد و خیلی بارز است این است که ارتباطات مدیا خیلی کم است. چرا باید چینی ها فکر کنند شاید در مواقعی کشورما نا امن است؟ اگر ارتباط مستقیم بین دو کشوربرقرار شود، طبیعتاً این مشکل را می‌توانیم حل کنیم. البته من تصحیح کنم از نظر چینی ها در خاورمیانه ایران امن ترین کشور است و یکی از اهداف گردشگری ایشان هم هست. یکی دیگر از مواردی که باز می‌توانیم داشته باشیم ایجاد رویدادهای مهم مثل همین رویدادی که برگزار شده است. با ایجاد فیلم های مشترک بین دو کشور در مسائل مختلف مخصوصا مسائل امروز، دو کشور را به هم نشان دهند، مستند های مختلف گردشگری ساخته شود. در بحث توریست در حقیقت هر خارجی که از مرز ایران وارد کشور می شود توریست محسوب می شود، توریست تجاری، گردشگری و… . یکی از مواردی که اتاق تهران خیلی خوب کار کرده و با دفتر ما در چین روابط تنگاتنگی داشته بحث توریست سرمایه‌گذاری است که توانسته ایم به برخی سامان ها برسانیم و تور های سرمایه‌گذاری وارد ایران شدند و اتاق تهران میزبان آنها شده و توانسته ایم به ایشان سرویس‌های مختلفی بدهیم که راضی باشند. توریست های سرمایه گذاری از لحاظ اجتماعی، فرهنگی و مالی در چین وزنه های سنگینی اند و وقتی سرویس های خوبی در بخش پذیرش از طرف ایرانی می بینند و ایران را می شناسند، خودشان مبلغ کشور عزیزمان ایران می‌شوند که می‌تواند به عنوان تبلیغ برای کشورمان کاربرد داشته باشد. ممنونم.

 سرکار خانم آخوندی (ارائه دهنده مقاله برتر 1)

با سلام خدمت حضار محترم. خیلی خوشحالم که توانستم در این همایش حضور پیدا کنم و تشکر می کنم از همه زحمت کشانی که می دانم با همه مشکلات در این عرصه در حال تلاش هستند. انجمن دوستی و موسسه نام آوران که برای صنعت گردشگری، صنعت صلح‌آمیز و بدون دود، دلسوزانه تلاش می کنند. مقاله ای که من تهیه کردم به همکاری یکی از همکاران خوبم آقای کمایستانی راجع به انتظارات توریست چینی در ایران است و اینکه چگونه می‌توان رضایت او را بیشتر کرد. مسائلی هست که از صبح تا الان اساتید مطرح کردند و صحبت‌های زیادی راجع به مشکلات مثل هتل، فرودگاه، حمل و نقل و شناخت و..‌. انجام شده است. ما بیشتر به این پرداختیم که همین الان باید چه کرد؟ تا بتوانیم هتل و فرودگاه بسازیم خیلی طول می‌کشد و انشالله در آینده این مشکلات هم برطرف می شود. ولی الان چه کنیم؟ مختصری راجع به وضعیت گردشگری در مقاله صحبت شده که فکر می کنم بهتره از آن بگذریم، چون صبح تا الان خیلی ها مطرح کردند. گردشگران چینی از بهترین گردشگران دنیا هستند چون وضعیت اقتصادی خوبی دارند و سفر زیاد می روند و غیر از این مهم این است که وقتی وارد یک کشور می‌شوند آنجا پول خرج می‌کنند، یعنی خرید می‌کنند برعکس توریست های اروپایی و آمریکایی. مسئله بعدی وضعیت کنونی گردشگران چینی است که به ایران می آیند. گفته شده که چرا گردشگران چینی به ایران نمی آیند؟ میلیون‌ها گردشگر چینی در طول سال به دنیا سفر می کنند. پس چرا حجم کمی به ایران می‌آیند؟ علت اصلی آن عدم شناخت آنهاست. ما نظرسنجی ای را به طور رندوم در یک سال انجام داده ایم. ۱۵۰ گردشگر چینی که به ایران سفر کرده‌اند را مدنظر قرار داده‌ایم و با اینها مصاحبه کرده‌ایم و سه سوال اساسی را مطرح کرده ایم: شما چطور شد که خواستید به ایران بیایید؟ عمدتاً دلایلی که مطرح کردند اخبار یا تبلیغات مثبت یا منفی بوده که در رسانه‌های چینی یا غیر چینی دیدند که ما با این کاری نداریم، چون در توان ما نیست. دیگر اینکه کتاب های تاریخی و توریستی که از قدیم دیده اند. در کتاب های تاریخی شان هم به اسم «پرشین» شناخته اند. ما حتی اگر اسمی از ایران ببریم شاید آشنایی نداشته باشند و در مورد این موارد کتاب و فیلم و تبلیغ، متاسفانه ایران خیلی خوب عمل نکرده و جای کارهای تبلیغاتی ایران خیلی خالی است. علت اصلی آن هم این است که اکثر افرادی که با چین در تعامل هستند در بحث های تجاری فعال اند و اگر کسی بخواهد کار فرهنگی کند، سخت است. ما خیلی تلاش کردیم کار فرهنگی کنیم و کتاب و جزوه تهیه کنیم اما حمایتی صورت نگرفته و الان با همکاری موسسه نام آوران قرار است در این زمینه فعالیت داشته باشیم، APP بسازیم یا کتاب‌هایی چاپ کنیم راجع به ایران به زبان چینی. اما اینها همگی بلند مدت هستند. کاری که الان می‌توانیم انجام دهیم به موارد بعدی مربوط می‌شود که چطور توریست با ایران آشنا می شود؟ یکی از مهمترین و اصلی ترین دلایلی که چینی‌ها به ایران می‌آیند این است که قبل از خودشان دوستی یا آشنایی یا همکاری به ایران آمده است، حالا یا کار می کرده یا دوست ایرانی داشته یا مسافر بوده. پس اگر توریست‌های چینی از سفرشان به ایران راضی باشند، موثرترین تبلیغ برای ما خواهند بود تا بروند و بعد از خودشان ۱۰ نفر دیگر را بیاورند. چون طبق آمار رسمی کسی که از سفرش راضی است مشوق۱۰ تا ۱۱ نفر جدید برای سفر به آن کشور می شود و اگر ناراضی باشد از آمدن ۲۰ نفر به آن کشور جلوگیری می‌کند. پس این الان مسئله خوبی است که بدون هزینه زیادی می‌توان روی آن کار کرد. موارد دیگر آشنایی با ایران، ارتباط با دوستان ایرانی است در چین و کشورهای دیگر، و یا آشنایی با ایران در نمایشگاه های فرهنگی در ایران و چین است. ما با این نگاه که چینی‌ها به این روش با ایران آشنا می شوند از توریست خواستیم که بگوید بعد از سفر به ایران چه نظری دارد؟ قبل از آمدن به ایران مشکلی که توریست‌های چینی دارند این است که چون ایران در خاورمیانه هست و اطراف ایران متاسفانه نا امنی هست ممکنه ایران هم نا امن باشد. دو تا از نظرات چینی‌ها که مطرح شده خیلی جالب بود که برای شما می خوانم:

جناب آقای خوشنواز (ارائه دهنده مقاله برتر 2)

ضمن تشکر از هیات محترم داوران که نسبت به مقاله بنده حسن نظر داشتند و برگزارکنندگان همایش. عنوان مقاله من هست: «چرا چینی ها باید بیشتر به ایران سفر کنند؟» در واقع کاستی هایی که کشور ما در زمینه گردشگری دارد مورد اشاره خیلی از دوستان بوده و من گذر می کنم. ما در این مقاله سعی داریم با زاویه ی متفاوت به این موضوع نگاه کنیم. ما بررسی کردیم که چینی ها به چه کشورهایی بیشترین سفر ها را داشتند و دلایل اصلی این سفرها را اجمالی مطرح می‌کنیم و در آن دلایل و موضوعات روی پتانسیل ایران بررسی خواهیم داشت. شاید مخاطب این مقاله بیشتر چینی هایی باشند که خیلی هنوز موافق نیستند که می‌شود تلاش کرد که چینی ها بیشتر به ایران سفر کنند. آمار سفر سالیانه چینی ها را متفاوت ذکر می کنند. از سالی ۱۰۰ میلیون تا ۱۳۰ میلیون و حتی افق سفر چینی ها را در سال تا ۲۰۰ میلیون ترسیم می کنند. رشد گردشگری چینی ها در سال های گذشته خیلی سریع و ناگهانی بوده و این باعث شده که آمار سفرهای چینی ها به کشورهای مختلف هر سال در حال تغییر باشد و این مارکت هنوز در حال گذر است و ناپایدار. این یعنی اینکه ما هنوز فرصت داریم برای این که سهم ایران در گردشگری چین افزایش یابد. گردشگری ایران نیز در چند سال اخیر رو به رشد بوده و تعداد مخاطبین امیدوارکننده است. حالا به این می پردازیم که چینی‌ها بیشترین سفر را به کدام کشورها کردند.10 کشوری که بیشترین مخاطب چینی را جذب کردند به این ترتیب هستند: هنگ کنگ- ماکائو- تایلند- کره جنوبی- ژاپن- تایوان- ایالات متحده- سنگاپور- ویتنام- فرانسه. حتی اگر می توانستیم این آمار را تا 20 هم بررسی کنیم تفاوت زیادی در تحلیل ما نداشت. ما در همین کشورها کشورهایی که فاصله کمی با چین دارند و کشورهایی که فاصله ی بیشتری دارند مثل ایالات متحده و فرانسه را داریم و می‌توانیم بفهمیم چطور با داشته های ایرانی می توانیم با آنها رقابت کنیم؟ سوالی که اینجا پاسخ داده شده این است که چه چیزهایی برای چین بیشترین اهمیت را دارد؟ نموداری هست که طبق آمار بیشترین اهمیت را چینی ها به ترانسفر دادند با ۳۳.۷ درصد یعنی چگونگی سفر به آن کشور و فاصله و هزینه و کیفیت وسایل حمل و نقل و…. سپس خود جاذبه های آن کشور و مسئله های غذا و خرید در رتبه‌های بعدی اند. بپردازیم به تحلیل علت اصلی سفر چینی ها به کشورهایی که قبلاً ذکر شد. سه مورد هنگ کنگ، ماکائو و تایوان که چینی های زیادی را به خودشان جذب می کنند. مسائلی مثل کم بودن فاصله، شباهت فرهنگی، پیوندهای خویشاوندی، وابستگی‌های تجاری و… جزوه دلایلی هستند که باعث می شود چینی ها به آنجا سفر کنند. جالب است بدانید از تعداد کل سفرهایی که چینی ها انجام دادند ۸۲ درصد سفرها داخلی بوده و فقط ۱۸ درصد سفر خارجی داشتند. و به نوعی می شود آمار بالای منطقه را هم در همان سفرهای داخلی چینی‌ها تحلیل کرد. کشوری که باز چینی ها را خیلی به خود جذب می‌کند تایلند است. در مورد اینکه تایلند گردشگران زیادی را جذب می کند که شروع آن هم از کشورهای غربی بوده، دلایل زیادی هست اما در مورد چینی‌ها اوضاع کمی متفاوت است. چینی ها در سال ۲۰۱۷ بیش از ۹ میلیون گردشگر به تایلند فرستادند.جالب این است که بیشتر کشورهایی که توریست به تایلند می فرستند درصد مردها بیشتر است اما در مورد چینی ها برعکس است و توریست های خانم چینی که به تایلند سفر می کنند بیشتر است. تایلند دلایلی مثل آب و هوای گرم و آفتابی، سواحل زیبا، ارزانی و سادگی سفر و اشتراکات فرهنگی و دینی برای کشاندن چینی‌ها دارد. کشور بعدی کره جنوبی هست که چینی های زیادی را به خود جذب می‌کرد، اما حالا متاسفانه در کره جنوبی با استقرار سامانه موشکی و همکاری با سیاست‌های آمریکا و تنش‌هایی که بین دو کشور به وجود آمده ضرر بزرگی به کره رسید حتی اگر این روابط در واقع عادی تر شود و تنش ها هم حل  شود بعید به نظرمیاید که کره جنوبی بتواند به جایگاه سابقش برگردد. در مورد کره جنوبی، موضوع مهم دیگر این است که برای چینی ها علی الخصوص چینی های ثروتمند، توریسم سلامت و اهداف پزشکی بوده است که ایران هم می‌تواند در این زمینه حرف های جدی و شنیدنی داشته باشد. ژاپن کشور دیگری است که چینی ها را به خود جذب می کند. از جمله دلایل آن سابقه تاریخی و فاصله نزدیک و تاثیرات فرهنگی که ژاپن از طریق تولیدات سینمایی و انیمیشن روی نسل جوان چینی ها داشته و به نوعی محبوب شده است را نام برد. همچنین خرید در ژاپن پررنگ تر از سایر کشورهایی است که چینی ها به آن سفر می‌کنند. با توجه به خوش نامی کالای ژاپنی برای چینی ها و البته مواردی مثل فرهنگ و زیبایی طبیعت ژاپن هم جای خود را دارد. در مورد آمریکا می شود موضوع را این طور گفت که آمریکا با قدرتی که داشته به عنوان یک کشور پیشرفته و زیبا و خوب جا افتاده و نوعی برند است و این موضوع طبیعتاً در جذب گردشگر برای این کشور تاثیر زیادی دارد. به علاوه اینکه آمریکا پارک های طبیعی کم نظیری دارد که این هم برای چینی ها جذاب است. مورد دیگر که  قابل ذکر است این است که آمریکا می‌تواند به عنوان یک مقصد گردشگری مورد نقد قرار بگیرد. در یک نظرسنجی از ۲۵ شهر دنیا گفته شده غیرصمیمانه و سردترین برخورد را کجا داشته؟ ۱۳ شهر مهم و معروف آمریکا در این لیست حضور داشتند و در واقع عکس العمل های منفی بسیاری از گردشگرانی که به آمریکا سفر کردند مشاهده می‌شود. سنگاپور از کشورهای دیگر است که چینی ها را به خود جذب می‌کند که به نظم و پیشرفته بودن در بین کشورهای آسیایی شهرت دارد. آب و هوای خوبی دارد، سواحل و طبیعت زیبایی هم دارد و شباهت های فرهنگی با چینی‌ها و تنوع خاصی که این کشور دارد. ویتنام تنها کشوری است که با چین مرز زمینی دارد و این یعنی ارزانی بسیار زیاد سفر چینی ها به ویتنام. مورد بعدی فرانسه هست که در واقع گردشگر زیادی جذب می‌کرد ولی موضوعی که در افت سفر چینی ها به این کشور موثر بود، حملات تروریستی پاریس در ۲۰۱۵ بود. تحلیل ما در مورد این 10 کشور پایان پذیرفت. اما میرویم سراغ ایران! در اکثر کشورها اماکن تاریخی و طبیعی جزو فاکتورهای مهم سفر چینی ها بوده که ایران در این زمینه می‌دانیم که پتانسیل بسیار زیادی دارد و تنوع و تعدد جاذبه های گردشگری و تاریخی ایران کم نظیر است. همچنین در مورد طبیعت ایران ما می توانیم مناطق کوهستان تا کویر را با فاصله ی کمی در ایران داشته باشیم که در میان کشورهای جهان یک موضوع استثنایی است. قرابت فرهنگی ایران و چین که دوستان خیلی صحبت کردند. موضوع نهایی هزینه سفر به ایران است و موارد دیگری مثل غذا، ارتباطات و حمل و نقل می تواند در ایران در مقایسه با خیلی از کشورها ارزان تر باشد. موضوع مهم دیگر خرید توسط چینی است که توریستی هستند که علاقه به خرید دارند که صنایع دستی ایران می تواند گزینه مناسبی باشد برای چینی‌ها. متشکرم .

جمع بندی پنل 2

جناب آقای دکتر وردی نژاد مدیر پنل:
تشکر می‌کنم از عزیزانی که سخنرانی کردند و دوستانی که مقاله خود را ارائه دادند و ممنون از شما که گوش کردید و مشارکت کردید. مطالبی که مطرح شد در این پنل را جمع بندی می کنم که انشاالله دوستانی که موارد را پیگیری می‌کنند اینها را دنبال کنند و در برنامه هایشان قرار دهند.
اول : با توجه به مطالب و موارد متعددی که در این پنل مطرح شد، می‌توان جمع بندی کرد که به هر حال با وجود حمایت‌های سیاسی مقامات و مسئولان دو کشور و سطح مطلوب روابط سیاسی تهران پکن، سرمایه‌گذاری لازم و همکاری مناسب که زیبنده آن روابط حسنه باشد درعرصه گردشگری تا به امروز وجود نداشته است. یعنی عرصه گردشگری، هم پای مسائل سیاسی و سطح روابط سیاسی ما نیست. حتی متاسفانه روابط اقتصادی هم در آن سطح نیست.
دوم: ایجاد تسهیلات ویزایی بین دو کشور، نیازمند مرور، اصلاح و روانسازی است. پروتکل رفت و آمد، تشریفات رفت و آمد و مسائل ویزایی باید مقادیری بازبینی ، اصلاح و روانسازی شود.
سوم: توجه به ذائقه ی گردشگران چینی و برنامه ریزی گردشگری بر اساس فرهنگ، انتظارات، ترجیحات و نیازهای گردشگر چینی از اهمیت بالایی برخوردار است. یعنی باید بخش حرفه ای گردشگری ما مرور مجدد نماید. علاوه بر هتل و راه و مسیر و… ببیند فرهنگ، انتظارات، ترجیحات و نیازهای میانی یک گردشگر چینی در ایران چیست و آن را مرتفع کند.
چهارم: تقویت همکاری‌های چندجانبه ی آسیایی برای فراهم کردن تسهیلات ارزان‌تر و بین راهی در مسیر جاده ابریشم است. که این هم یکی از همکاری‌های جاده ابریشمی در مسیر کشورهای جاده ابریشم است.
پنجم: در این نشست استفاده از ظرفیت خواهرخواندگی بین شهرها و مناطق ایران و چین در عرصه گردشگری مطرح شد و این پنل توصیه می‌کند که در کنار این کار، همکاری در عرصه مطبوعات، رسانه‌ها و رسانه‌های جمعی تقویت شود و همچنین همکاری های هنری و ورزشی و خود گردشگری هنری، گردشگری ورزشی، گردشگری اقتصادی و تجاری می‌تواند رفت و آمد 2 کشور را تقویت کند.
ششم: تلاش بخش ایرانی چه خصوصی چه دولتی برای ایجاد زمینه لازم و فراهم کردن امکانات مربوطه برای دست کم جذب ۱ تا ۲ درصد از گردشگران خروجی چین به کشور ایران. به واقع این هدف دور از دسترس نیست که بایستی در این مسیر تلاش و حرکت کنیم.
هفتم: همایش ما و این نشست به دولت‌های دو کشور توصیه می‌کند که همکاری و رایزنی و سرمایه‌گذاری را در این عرصه تقویت کنند. به ویژه با ارائه تسهیلات ویزایی، ایمنی رفت و آمد و فراهم کردن محیط راحت تر برای گردشگر چینی و محیط پر نشاط تر و جذاب برای بهره گیری از امکانات کشور ایران تا در این مسیر ما قادر شویم از امکانات شبکه های مجازی و شبکه های اجتماعی و وب و اینترنت برای سرویس دادن به یکدیگر استفاده کنیم. یعنی از امکانات دیجیتال و اقتصاد دیجیتال که کمتر در این مسیر استفاده شده امروز بتوانیم این را تقویت کنیم. مثلا همه هتل های ما برای سرویس دهی و سرویس گیری بتوانند به شبکه‌های آژانسی و درونی چینی ها متصل باشند و… در این مسیر مسئله آموزش و دادن بورسیه دو کشور به طرف مقابل مورد تاکید این پنل قرار گرفت.
هشتم: جمع بندی دو طرف برای راه اندازی یک شبکه و ساختار امداد، کمک و بیمه گردشگری و سلامت که این هم گفته شد که زمینه هایش فراهم شده ولی مورد تاکید قرار گرفت.
نهم: بررسی زمینه ی انجمن های صنفی مشترک گردشگری بین دو کشور که به صورت مشارکتی در ایران و چین بتوانند خدمات متقابل را به همدیگر بدهند.
دهم: معرفی تواناییهای پزشکی و دارویی تخصصی دو کشور جهت تقویت گردشگری سلامت و ارزان تر کردن خدمات پزشکی به طرف مقابل. چون به هرحال فاصله دو کشور زیاد است وعلیرغم اینکه ما در ایران گردشگری سلامت را به همه همسایگان داریم، برای چینی ها نمی صرفد و باید جذابیت این خدمات بیشتر شود تا جذب شوند. ممنونم از محبت شما و حوصله ای که به خرج دارید و پیشنهادات بسیار خوبی که مطرح شد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *